تبليغاتX
شاه میخ
یکی به نعل و یکی به میخ وارونه !!

 

 

 

بسم الله

 

 

به چند نفر آدم ارزشی

 

جهت کار فرهنگی , حوالی امیرآباد

 

نیازمندیم .*

 

 

 

     شرایط مورد نیاز

 

-  دارای حداقل , مدرک کارشناسی رمان خوانی و شعر خوانی

 

-  داشتن توان جسمی و فکری لازم جهت پیگیری مطالبه انقلاب فرهنگی در دانشگاهها

 

-  پای ثابت شرکت در هرگونه تحصن , اعتراض , تعطیل کردن کلاس ها

 

-  دارای مهارت کافی در استفاده از چماق  ( جهت دفاع شخصی ! )

 

-  عدم عضویت در بسیج دانشجویی و انجمن اسلامی ( اعم از مستقل یا وابسته )

  

-  آشنا به مبانی عدالت خواهی و  آرمان دفاع از مستضعفین

 

 

 

* - از " کتاب سوم " نوشته " دکتر برزو بیطرف "

 

+ نوشته شده در  86/02/18ساعت 19:55  توسط   | 

 

مطلب اول

چند جلد کتاب برای کتابخانه نمازخانه دانشکده خریدیم . بالاخره بعد از چند روز مسئول کتابخانه زحمت کشید و شروع به نوشتن اسامی آنها در لیست کتاب ها کرد . البته هنوز در قفسه کتابخانه و در دسترس عموم قرار نگرفتند. اگر گفتید چرا ؟

از قضا این مسئول عزیز ! برای اینکه کتاب های خریداری شده را مورد ممیزی قرار دهد تا صلاحیت آنها را برای حضور در قفسه کتابخانه تایید کند , گشتی در اینترنت زده و بعضی از نقدهای وارده در باب آنها را مطالعه می کند . به عنوان نمونه با مطالعه بعضی از مقالات نوشته شده در باب " منI او " نتیجه گیری می کند که این کتاب, یک رمان کاملا عشقی است! پس جزء کتب ضاله است و نباید کنار کتاب های مذهبی قرار بگیرد .به او توضیح دادم که این رمان مربوط به حوزه دفاع مقدس است . پرسید : " کجایش؟ " ! . می گفت خلاصه این رمان را به من بگو [ تا شاید باور کنم . . .  حتما ! ]. البته این برادر به این کتاب کلی حال داده بود و کتاب را دست برادرش دیده بود . ولی ظاهرا برادرشان هم دست کمی از ایشان نداشت. : " یک سال هست که می خواند ولی هنوز تمام نکرده . . . "؟!.و این یک مورد از آنها بود ! لابد .

کلی با این برادر کلنجار رفتم .برادر عزیز ما , هر کتابی که اسمی از شهیدی – و یا احیانا همسر شهیدی – روی جلد کتاب دید کتاب را تایید کرد . در غیر این صورت آن را کنار سطل آشغال اتاق قرار داد ! برادر عزیز ما تا به حال اسم کسانی مثل سید مهدی شجاعی , رضا امیرخانی , محمود گلابدره ای , حسن حسینی , ناصر فیض , مصطفی مستور و اینها (بچه معروف ها ! ) , تا به حال به گوشش نخورده . آن وقت شده مسئول کتابخانه نمازخانه . واشریعتا !

 

این بود اجمال بعد از تفصیل . . .

مطلب دوم

 این هفته از کلی آدم شنیدم که " داستان راستان " مال بچه هاست و خواندن این کتاب در شان ما نیست .

 

این بود نتیجه یک هفته مخ زدن . . .

  

مطلب سوم

 

این هفته در دانشگاه , جشن ازدواج دانشجویی بود . من را مسئول رتق و فتق امور مربوط به سفره عقد کردند . چیزی گیر ما نیامد ( جز ثواب ! ) , ولی کلی فیگور برای عکس سر سفره عقد یاد گرفتم!. کلی هم سوتی دادم .بماند برای بعد .

 

این بود نتیجه مسئولیت دادن به یک فرد مجرد . . .

 

مطلب چهارم

 

می خواستم در مورد پروژه " اجتهاد دینی" بنویسم . حال و حوصله ندارم . اجمالا این کتاب - به زبان فارسی - را بخوانید . خودش خیلی است !نوشته "  Irshad Manji"

 

این هم کتابی بود برای آنها که حال و حوصله دارند . . .

 

+ نوشته شده در  86/02/09ساعت 23:40  توسط   |